مجله اینترنتی کیاسبز

«پاسیاد پسر خاک» کدام چهره رهبر شهید انقلاب را نشان می‌دهد؟

شناسه مطلب: 4018
زمان انتشار: ۱۴۰۵/۰۵/۲۶ ساعت ۱۵:۵۵
ارسال توسط: مدیر سایت

یادداشت مهمان، محمد قبادی، نویسنده: آنچه قصد دارم در این یادداشت بنویسم ادای دینی‌است به دو مجاهد پارسا و پرهیزگار که در جغرافیای انسانی حضورشان برای ساختن جامعه‌ای سربلند و عزتمند کوشیدند. از این رو نزدیکی چهلمین روز تدفین امام شهید، آیت‌الله خامنه‌ای را با نام سید آزادگان حاج‌آقای ابوترابی گره زدم و ضمن گرامیداشت سالروز بازگشت آزادگان به ایران عزیز، «پاسیاد پسر خاک» را دست‌مایه این ادای دین کردم و مایلم به این مهم بپردازم که در کتاب یادشده چه تصویری از رهبری شهید، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای ارائه شده است. به بیان دیگر کتابی که به بهانه زندگی و زمانه‌ مرحوم ابوترابی نوشته‌ام چه نگاهی به رهبری شهید داشته است. با ملاحظه این مهم که تصویر ارایه شده در «پاسیاد پسر خاک» تصویری فراگیر و تام و تمام از رهبر شهید نیست، بلکه گوشه‌ای از شخصیت ایشان را چون تکه‌ای از یک جورچین با خود دارد.

فارغ از هرگونه ارزش‌گذاری باید پذیرفت که هر دوی این نام‌داران تاریخ معاصر ایران در برهه‌ای از زندگی خود عهده‌دار مسئولیتی سترگ بودند؛ مرحوم ابوترابی مدیریت و راهبری دوستان اسیرش را برعهده داشت و آیت‌الله خامنه‌ای در کسوت ولی فقیه جامعه اسلامی را رهبری می‌کرد، از این‌رو وجه اشتراک‌شان جان‌پناهی جغرافیای انسانی پیرامون‌شان بود که به هدایت توام با درایت نیاز داشتند تا امانت‌های الهی و سرمایه‌های معنوی ایران عزیزمان ، با عزت و شرافت زندگی‌شان را سامان دهند و این مهم مسئولیتی سخت و تلاشی جانکاه بود هرچند که خداوند یاری‌شان می‌رساند و شاهد این مدعا در کلام رهبر شهید، در نخستین دیدار پس از بازگشت آزادگان خطاب به مرحوم حاج‌آقای ابوترابی اینگونه تبلور دارد: «من می‌دانم در این دوران ده‌ساله‌ اسارت، که شما ملجأ این جوانان بودید و به شما مراجعه می‌کردند، به شما چه گذشته است. در چنین محیطی، این جوانان در سطوح مختلف فکری و روحی، دائم جایی می‌خواهند که به آن پناه ببرند. واقعاً از درون به انسان خیلی سخت می‌گذرد و خیلی کاهیده می‌شود، چون کسی که همه به او پناه می‌برند، دلش می‌خواهد که او هم به جایی پناه ببرد، البته آن کسی که اهل تقوا و توجه به خدا باشد، به خدا پناه می‌برد و خدا را پیدا می‌کند؛ لیکن خیلی سخت است.» (بیانات در دیدار، ۲۵شهریور۱۳۶۹)

«پاسیاد پسر خاک» کدام چهره رهبر شهید انقلاب را نشان می‌دهد؟

کتاب «پاسیاد پسر خاک» جستجویی است در زندگی و زمانه حجت‌الاسلام سید علی‌اکبر ابوترابی‌فرد همان که رهبر شهید او را سید آزادگان خطاب کرد و بر کتاب تقریظی نگاشت که نشان از یک آشنایی و شناخت قدیمی داشت. تقریظ رهبر شهید بر «پاسیاد پسر خاک» شاید تنها نمونه‌ای باشد که ایشان در آن نوشته خاطره‌ای از مرحوم حاج‌آقای ابوترابی نقل کرده‌اند: «اوّل‌ بار او را در سال‌های اوّل دهه‌ پنجاه در منزل خودمان در مشهد زیارت کردم. شهید اندرزگو او را آورده بود و به او ابراز اعتماد کرد. پرسیدم شما با آقای آقاسیدعباس قزوینی که از آشنایان ما در قم بود نسبتی دارید؟ گفت پسر اویم. پس از آن یکبار در همان سال‌ها او را در جلو زندان اوین دیدم و یکبار در جمع نیروهای اعزامی قزوین در ستاد جنگ‌های نامنظم و پس از بازگشت از اسارت چند سال با ایشان همکاری نزدیک داشتیم.» (تقریظ، بهمن۱۳۸۸)

با این مقدمه کوتاه مایلم رهبر شهید را در کتاب پیش‌گفته در چهار تصویر توصیف کنم. نخست در قامت یک شخصیت مبارز سیاسی که در اثر فعالیت‌های تاثیرگذارش به ایرانشهر تبعید شده و از قضا در آنجا هم دست از فعالیت نکشیده است و ابوترابی به پاس آشنایی با ایشان و قدرشناسی از مبارزان نهضت امام خمینی به دیدارش شتافته بود و این سخنی‌است که لابه‌لای اسناد ساواک هم قابل جستجو است: «ابوترابی در سال ۱۳۵۶، زمانی که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ایرانشهر تبعید بود، به اتفاق پدر و دایی‌اش به دیدار ایشان رفتند و دو روز درآنجا میهمان ایشان و دیگر مبارزان بودند.» (پاسیاد پسر خاک، ص۱۲۶)

تصویر دیگر شخصیتی است که آن شهید را در زمره یکی از دو نماینده امام خمینی در شورای عالی دفاع (در کنار شهید چمران) معرفی می‌کند و نشان می‌دهد چگونه با لباس رزم حضوری جدی، فعال و میدانی در جبهه‌های جنگ دارد. حجت‌الاسلام سیدحسین ابوترابی خاطره‌ای دارد که مبین همین نکته است: «من راننده لندرور بودم و به اتفاق حاج‌آقا از خط به اهواز آمدیم تا حاج‌آقا در ستاد با دکتر چمران ملاقات کند. همین زمان آقای خامنه‌ای هم که لباس نظامی پوشیده بود، تشریف آوردند. من حواسم نبود اما اخوی که کنار دست نشسته بود، رفت زیر صندلی و قایم شد. من ماشین را کناری متوقف کردم تا آقا تشریف برد، بعد اخوی از ماشین پیاده شد. پنهان شدن حاج‌آقا بدان جهت بود که امکان داشت آقای خامنه‌ای ایشان را به تهران بازگرداند.» (پاسیاد پسر خاک، ص۱۶۶)

از این خاطره می‌توان این‌گونه دریافت که آیت‌الله خامنه‌ای نه تنها با مرحوم آقای ابوترابی آشناست بلکه از روحیات، توانمندی‌ها و تلاش‌های پیش و پس از انقلاب اسلامی وی آگاه دارد و از آن جالب‌تر او را بارها زیر نظر گرفته و این مهم را سال‌ها بعد ابراز کرده است: «ما همیشه شما را دوست داشته‌ایم و خاطرات با شما را فراموش نمی‌کنیم؛ چه قبل از انقلاب در مشهد، و چه بعد در تهران و سپس در همین اهواز در آن تشکیلاتی که مرحوم شهید چمران به وجود آورده بود. ایشان «حاج‌آقای ابوترابی» با عدّه‌ای به آنجا آمده بودند و گویی همین دیروز بود که بیرون ساختمان، پای پلّه‌ها با قبا نشسته بودند و در میان بَروبچّه‌ها حضور داشتند و سپس به کوه‌های الله‌اکبر رفتند. من همان وقت در دلم گفتم که واقعاً خوش به حال این جوان؛ همیشه در راه جهاد و شهادت است. ایشان که رفتند، چند هفته‌ای هم بیشتر نشد که خبر شهادتشان آمد.» (بیانات در دیدار ۲۵شهریور۱۳۶۹) سخنی که در کلام شهید رجایی در هشتم دی ۱۳۵۹ نیز بازتاب داشته است: «برادرم خامنه‌ای می‌گفت، شهید ابوترابی در بلندی‌های الله اکبر تنها پیش می‎رفت و تنها سنگر حفر می‌کرد و سنگرش را به بقیه می‌داد و باز پیش می‌رفت و به این ترتیب باعث پیشروی نیروی اسلام می‌شد.» (پاسیاد پسر خاک، ص۱۷۹)

«پاسیاد پسر خاک» کدام چهره رهبر شهید انقلاب را نشان می‌دهد؟

تصویر سوم از رهبر شهید تصویر رئیس جمهوری فعال بخصوص در مناسبات بین‌المللی و سیاسی جنگ و شخصیتی محبوب در ذهن و ضمیر مرحوم آقای ابوترابی است و این محبوبیت موضوعی نبوده که مختص او باشد، بلکه دوستان هم بندش در اسارت هم چنین حسی را نسبت به رییس‌جمهور کشورشان داشتند، تا آنجا که در بزرگداشت روزهایی چون پیروزی انقلاب اسلامی، تصاویری از امام خمینی و ایشان را پنهانی بر کاغذ می‌کشیدند و نمایشگاه عکس ترتیب می‌دادند. (پاسیاد پسر خاک، ص۲۳۳)

تصویر چهارم نشان از رهبری دارد. نخستین دیدار این رهبر با آقای ابوترابی و برخی دیگر از آزادگان پس از ده سال در ۲۵ شهریور ۱۳۶۹ رخ داد، همان دیداری که آیت الله خامنه‌ای خطاب به ‌آقای ابوترابی فرمودند:‌ «خیلی وقت است که شما را ندیده‌ایم؛ حدوداً ده سال می‌شود. از آن سالها تاکنون، محاسن‌تان سفید شده است.» (بیانات در دیدار، ۲۵شهریور۱۳۶۹) در آن دیدار حاج‌آقای ابوترابی ضمن تجلیل از مقام امام خمینی متعهدانه اظهار امیدواری کرد تا «عمر بازیافته خود را به تبعیت از ولایت فقیه و در راه اهداف مقدس انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران» به‌کارببندد. (پاسیاد پسرخاک ، ص۳۲۶) این دیدار سرآغاز دوره‌ای از خدمتگزاری حاج‌آقای ابوترابی بود، دوره‌ای که رهبر شهید نیز از آن به بزرگی یاد می‌کند تا پرده‌ای از «مجاهدت عالی» او را آشکار سازد (تقریظ، بهمن۱۳۸۸) رهبر شهید با شناخت‌شان از توانمندی‌ها و تاثیرگذاری‌های یاران قدیم خود می‌کوشید تا بیش‌ترین بهره را از آنها در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی ببرد، از این‌رو طی حکمی در هفتم مهر ۱۳۶۹ حاج‌آقای ابوترابی را به عنوان نماینده خودشان در امور آزادگان منصوب می‌کند. اما این همه شناخت و رابطه رهبر شهید با مرحوم آقای ابوترابی نبود. ایشان با آن سابقه آشنایی و آگاهی از روحیات و تلاش‌ها و مجاهدت‌های مرحوم ابوترابی در بزرگداشت درگذشت یار دیرینش دست به قلم برد و ضمن ابراز «اندوه و تاسف فراوان» او را «عالم مجاهد و خستگی‌ناپذیر» خواند که به ضیافت اولیاء مقرب الهی» نائل آمده است.

رهبر شهید در پیام درگذشت مرحوم حاج‌آقای ابوترابی، او را با سه عبارت «خورشیدی بر دل‌های اسیران»، «ستاره درخشان» و «ابر فیاض» توصیف می‌کند (متن پیام، ۱۲خرداد۱۳۷۹) اما آرزوی قلبی خودشان را سال‌ها بعد برای نشان دادن جایگاه معنوی مرحوم ابوترابی اینگونه بیان می‌کند که: «نمی‌توانم تردید کنم در این‌که او در شمار شهیدان عالی مقام است.» (تقریظ، ۱۳۸۸) «عاشَا سَعیداً وَ ماتا سَعیداً»

source